مناجات
تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۰ | 10:0 | نویسنده : شاهرخ محمودی
مناجات خواجه عبدالله انصاریالهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بیچرا، و در ذات بیچند، و در صفات بیچونی. الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در می هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....
ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال میکنید
برچسب: مناجات, نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:13
کوچیک که بودیم چه دلای بزرگی داشتیم
بزرگ که شدیم چقدر دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را
از نگاهش میتوان خواند...
اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمیفهمد
دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
که سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
خدایا ای کاش کودک بودم
تا بزرگترین شیطنت زندگییم
خط کشیدن و نقاشی روی دیوار باشد
کاش کوچک بودم تا از ته دل میخندیدم
تا مجبور نباشم تبسمی تلخ بر لب داشته باشم
ای کاش هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند....
ما را در سایت هاوار / در نظر بازی ما بی خبران حیرانند. دنبال میکنید
برچسب: کودکی, نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 17:13